خرید بک لینک
خیلی کارها هست که ما انجامشون رو غیرممکن میدونیم . نه به خاطر اینکه دلیل علمی و منطقی برای غیرقابل انجام بودنشون وجود داره . فقط به این علت که قبل از ما کسی اون کار رو نکرده . به محض اینکه اولین نفر موفق بشه ، دیدمون تغییر میکنه و هرچی به تعداد افرادی که انجامش میدن اضافه بشه برای ما محتمل تر و محتمل تر میشه . انقدر که حتی ممکنه در گذر زمان صحبت درباره ی "سخت" بودنش هم مسخره به نظر بیاد ، چه برسه به انجامش.حالا این وسط چی عوض شده ؟ توانایی های ما ؟ نه! چیزی که عوض شده طرحواره های ذهنی ماست راجع به اون موضوع .

پیاژه وقتی داره از رشد شناختی در طول زمان حرف میزنه میگه شناخت، اوایل زندگی عینیه . ینی وابسته به اون چیزایی که قابل مشاهده ست اما کم کم به سمت ذهنی شدن میره . ینی تو بدون اینکه چیزی لزوما جلوی چشمات باشه میتونی بهش فکر کنی.

داشتم به این دوتا مورد فکر میکردم و ترکیبشون میکردم با هم . به اینکه صبر نکنیم همه چیز عینی بشه تا بتونه طرحواره هامونو تغییر بده !

پ.ن : از نظر پیاژه شروع ذهنی شدن تفکر یا به تعبیر خودش مرحله ی عملیات صوری از حدود 11 سالگی به بعده!
پ.ن 2: همیشه از نگاه به روان شناسی به سبکِ کتابای "ده راز موفقیت و مرض" متنفرم! ولی حس میکنم پستم توی نگاه اول شبیه این کتابای انگیزشی شده :/

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم خرداد ۱۳۹۶ساعت 17:28 توسط رضوان |

برچسب: نویسنده: پندار نجفی تاريخ: يکشنبه 21 خرداد 1396 ساعت: 20:25

صفحه بندی